تبلیغات
بهترین ها - داستـــــان زیبایی بادبادکـــها (قسمت اول)
بهترین ها
از بهترین چیزها (اس ام اس آهنگ عکس داستان های زیبا و بهترین طنزها)

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 27 مرداد 1389

داستانی از   

(علی اكبری سامانی)



حتما بخونبد.. در ادامه مطلب

یم ساعتی می شود كه كتاب تاریخ روی صفحه تمدن سلسله هخامنشیان، همین طور جلوی رویم بازمانده و من خیره به عكس یكی از ستون های تخت جمشید، به سرو صداهای طبقه پایین گوش  می كنم.

صدای داد و فریاد بابا و مامان نامفهوم است. فقط معلوم است كه آن پایین دارند دعوا می كنند و اصلاً هم خیالشان نیست كه ساعت از ده شب گذشته و بچه هایشان این بالا، ممكن است هنوز بیدار باشند. من را كه مطمئنند بیدارم، اما از بیداری پارسا هم ترسی ندارند.

دلم می خواهد بلند شوم و توی اتاق پارسا سركی بكشم و ببینم كه خوابیده یا او هم مثل من بیدار است و روی صندلی، یا روی تخت ویا حتی پشت در اتاق، در خود مچاله شده و گوش تیز می كند تا بلكه از دل این سرو صداهای در هم پیچیده و گنگ، جمله ای سر در بیاورد. اما نمی دانم چرا پاهایم هم مثل چشمانم میخكوب شده و توان هر حركتی را از من گرفته است. باید خوشبین باشم. اگر پارسا بیدار بود، حتماً تا الان آمده بود توی اتاق من و با چشمانی وحشتزده و بُغضی نیمه خورده، می پرسید كه باز چه خبر شده كه این دو تا، این طوری افتاده اند به جان هم.

صدای به هم كوبیده شدن دری بلند می شود و به دنبالش، فریاد ها ناگهان قطع می شود. سكوت مثل مهی سنگین می پیچد توی خانه. حالا بابا حتماً رفته به اتاق كارش و نشسته پشت میز چوبی منبت كاری اش. سیگارش را روشن كرده و پشت دود غلیظ آن، به زمین و زمان فحش می دهد. مامان هم توی اتاق خودش، كنار شومینه، روی صندلی ننویی، با شتاب عقب و جلو می رود و در حالی كه حرص می خورد، دسته ای از موهایش را دور انگشتش، هِی لوله می كند و باز می كند.

پاورچین پاورچین می روم توی راهرو. دستم را كه به نرده های سفید و مرمری می گیرم، سرما به سرعت می دود زیر پوستم. خم می شوم و پایین را دید می زنم. هیچكس توی هال نیست. در اتاقهای هر دویشان هم محكم چفت شده است. بر می گردم و به طرف اتاق پارسا می روم. لای در باز است. سرك می كشم. زیرنور آباژور، حجم بدن كوچك پیچیده در پتوی اسپایدرمناش را می بینیم كه سرش به طرف پنجره است و پُشتش به در اتاق. روی نوك پا به طرفش می روم. خم می شوم تا بوسه ای روی گونه اش بنشانم. لبهایم خیس می شود. وحشتزده عقب می كشم. زیر نور ضعیف آباژور، می بینم كه رد باریك اشك، از كنج چشمها، تا روی گونه های رنگ پریده اش جا انداخته است.

*

مادر لیوان آب پرتقال را كنار دست پارسا روی میز می گذارد. پارسا تخم مرغ نصفه و نیمه خورده اش را رها می كند و لیوان را سر می كشد. رو به من كه مدتی است در حال مالیدن كره بادام زمینی روی نان هستم، می كند : بدو دیر شد... هر دویمان سخت تلاش می كنیم تا نگاهمان در نگاه مادر گره نخورد تا مثل همه صبح های بعد از دعوا، صورت در هم و ابروهای گره خورده اش را نبینیم.

نان را با چاقوی كره ای می گذارم توی بشقاب و از جا بلند می شوم. پارسا با چشم و ابرو، به نانِ دست نخورده ام اشاره می كند. بی توجه به اشاره اش، كوله ام را بر می دارم و بلند  خداحافظی می كنم.

پارسا به دنبالم می دود و در راه، صدای خداحافظی اش به در و دیوار می خورد. هیچكداممان جوابی نمی گیریم.

آقا پرویز مثل همیشه با پرشیای مشكی رنگش منتظرمان است. پارسا مثل همة صبح هایی كه دمغ است، جلو نمی نشیند و می¬آید عقب، كنار من. تا به مدرسه پارسا برسیم، هیچكدام حرفی نمی¬زنیم و هر كدام از پنجره بغل دستمان، خیره به ردیف كاج های كنار خیابان می مانیم. ماشین كه      می پیچد توی كوچه مدرسه، پارسا بر می گردد و بی مقدمه می گوید : دیشب مامان و بابا باز دعوا كردن.

خودم را به آن راه می زنم : كِی ؟ نفهمیدم. آخه زود خوابیدم.

همین طور خیره به چشمانم می ماند. چشمهایش مثل هر باری كه ناراحت است و گرفته، از قهوه ای به عسلی می زند. یكجور به خصوصی كه انگار خیس است و همه چیز در آن موج می زند. ماشین  می ایستد. كوله اش را كه بینمان روی صندلی ماشین گذاشته بود، بر می¬دارد و دستگیره در را می كشد. قبل از آن كه پیاده شود، بر می¬گردد و بلند می-گوید: اگه چوبی بودی الان دماغت دراز می شد !

در ماشین را محكم به هم می كوبد. سردم می شود. پلیورم را دور بدنم محكم می كنم. نگاهم در آینه جلوی ماشین، با نگاه متعجب آقا پرویز گره می خورد. سرم را پایین می اندازم. خوب است كه من چوبی نیستم !


ادامه دارد........


خواسته باشد.. قسمت دوم هم میزارم..


نظرتون را بدین..


  


ارسال توسط اسحــــاق حسنی
آرشیو مطالب
امکانات جانبی
blogskin

دانلود اهنگ

دانلود

دانلود رایگان

دانلود نرم افزار

دانلود فیلم

دانلود فیلم

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

شارژ ایرانسل

تک باکس

دانلود نرم افزار